با پرواز 15:40 سه شنبه 2 شهریور راهی تهران شدم
بی شک یکی از جدی ترین و خسته کننده ترین رقابت های کشوری بود که تا به حال شرکت کرده بودم در دو صحنه رقابتی باید می جنگیدم اول رقابتی انفرادی بر سر کسب مدال که به حدود 20 30 نفر مدال میدادند دوم رقابتی تیمی برای بالاکشیدن رتبه دانشگاه باهنر که تیم ها با مجموع امتیاز سه نفر اولشان به علاوه امتیاز میانگین تیم رتبه بندی می شدند. 
هیچ کدام از دو روز برای من خوب نبودند روز اول دو سوال سطح یک آنالیز و جبر بدیهی داشت و یک سوال سطح 2 ابتکار که فوبیا من از دنباله و سری ها کار به دستم داد و باعث شد از سوال ساده سطح 2 ابتکار تنها 10 نمره بگیرم روز اول اشتباه بدی داشتم سوال سطح 4 ابتکار را با سوال سطح 3 ابتکار اشتباه گرفتم و ظاهر ترکیبیاتی سوال فریبم داد و سوالی که راه حلی توابع مختلطی داشت بعد از کلی وقت گرفتن بی نتیجه رها شد... و این باعث شد نه از سطح 2 ابتکار و نه از سطح 3 جبر بتوانم نمره بگیرم بی شک این بزرگترین اشتباه من در دو روز بود و به راحتی می شد از هر کدام از 4 سوالی که روز اول کامل نشدند بخشی از نمره شان را گرفت یا حتی سوال سطح 3 جبر را هم حل کرد هر چند که در نظریه حلقه ها چندان قوی نبودم به این ترتیب روز اول برای من که بیشترین شانس را در بخش ابتکار داشتم با از دست رفتن دو سوال ابتکار که از دنباله ها و توابع مختلط آمده بودند به پایان رسید می دانستم روز دوم ابتکار سطح یک و جبر و آنالیز سطح دو و ابتکار سطح سه می توانند برایم نمره دار باشند اما از بخت بد سطح 2 آنالیز شد سری و سطح 2 جبر هم شد جبر خطی که فراتر از سطح 2 بود و اکثرا هم نتوانستند حلش کنند سطح یک ابتکار ترکیبیاتی آمده بود که هم ساده بود و هم قبلا عینش را دیده بودم و تنها 5 دقیقه زمان گرفت و سطح 3 ابتکار هم شد نظریه اعداد که نظریه اعدادم به پای ترکیبیاتم هم نمی رسید و سوال نظریه گروه ها هم شد سطح 4 و سوالات به بد ترین شکل ممکن در هر سه بخش و هر چهار سطح برایم ردیف شده بودند باید تلاشم را می کردم بعد از سطح 1 ابتکار و سطح 2 آنالیز که فکر می کردم سوال حل شده است در حالی که اشتباه بدی کرده بودم و هیچ نمره ای ازش نگرفتم تقریبا تمام وقت روز دومم را پس از کمی وقت تلف کردن روی سوال جبر خطی گذاشتم روی سوال نظریه اعدادی که فکر می کردم استقرایم به نتیجه رسیده و سوال در آخرین لحظات حل شده است اما متوجه شدم بخشی از استقرایم راه حل غلطی داشته و کل نمره سوال را به خاطر به نتیجه نرسیدن استقرا از دست دادم :) و در نهایت با گرفتن امتیاز کامل سه سوال و نصفی و صفر امتیاز از بقیه سوالات (یکی از بزرگترین اشتباهاتم زخمی نکردن سوالات حل نشده بود) پرونده مسابقات برایم بسته شد و یکی از بد ترین نتیجه گرفتن های ممکن برایم رخ داد :)
احتمالا برنز می شدم اما دو هم تیمی دیگرم خیلی خوب کار کرده بودند یکی شان شدیدا به طلا نزدیک بود و رتبه تیمی مان کلی بالا رفته بود و رقابت نزدیکی بین ما و صنعتی اصفهان و دانشگاه تهران بود تا قبل از اعتراضات از صنعتی اصفهان هم جلو بودیم و اما شب قبل از اختتامیه و بسته شدن پرونده اعتراضات مشخص شد که صنعتی اصفهان هم از ما جلو زده و در نهایت هم چهارم شدیم و فاصله خیلی کمی تا زدن رکود چهل ساله دانشگاه باهنر در مسابقات داشتیم و بدین ترتیب دومین رتبه چهارمی دانشگاه را کسب کردیم :) که شاید مقصر اصلی من بودم با یک سوال بیشتر دانشگاه تهران را هم گرفته بودیم اما خب قسمت همین بود دیگر :)

بدین ترتیب پرونده مسابقات با برنزکی که یکی از دو مدالم را هم سوزاند بسته شد و سفیر کره از تمام مدال آوران برای حضور در سفارت کره در 6 آبان دعوت کرد و قرار است پس از مسابقه ای که در سفارت کره خواهیم داد سه نفر اول با هزینه خود کشور کره به مسابقات ریاضی که در این کشور قرار است برگزار شود اعزام شوند.

اما خوبی کار اینجاست که تیممان یک تیم کاملا جوان بود و هر سه مان مدال اولمان را می گرفتیم پس سال بعد خیلی قوی تر از امسال می رویم برای کسب مدال های بهتر و رتبه دانشگاهی بهتر...

از دکتر مومنایی هم به خاطر تمام تلاش ها و حمایت های بی چشم داشتی که برایمان داشتند و تمام درس های خوبی که با ایشان گذارندم نیز سپاسگزارم بی شک ایشان یکی از موثر ترین افراد در کسب سه مدال و رتبه دانشگاهی مان بودند.

از این ها که بگذریم سفر بسیار خوبی بود و کلی دوست جدید پیدا کردم و در کل خوش گذشت و دانشگاه دیدنی علم و صنعت را هم از نزدیک دیدم شاید آخرین باری بود که پایم را به این دانشگاه دور افتاده تهران می گذاشتم. خوابگاهش که دیگر در یکی از شرقی ترین نقاط تهران بود و کلی با دانشگاهشان فاصله داشت ولی آب و هوای اون محله های تهران هم خیلی بهتر از آب و هوای مسخره بقیه نقاطش بود...

در نهایت با قطاری که حتی یک بار هم ترمزش کشیده نشد 6 شهریور به مقصد کرمان حرکت کردیم و فعلا با استقبال خوبی از سمت دانشگاه مواجه شده ایم :)


مسابقات ریاضی
شهریور 95
پ.ن: به درخواست دوستان چند تا عکس هم میذارم :)

من بدون چایی نمی تونم مسابقه طولانی بدم :))
از راست به چپ بابک قنبری، من، دلبر فقیه ، امیرحمزه خوشنام، سید نیما مکی آبادی

نزدیک بود تیم کامل نریم و تو رنک نیایم یکی از بچه ها روز قبل از حرکت گفت نمیایم و جاش یکی دیگه رو آوردیم...

از جمله بدشانس های مسابقه که برنز یک شد و سه نمره کمتر از نقره بود :)
گفتیم اگه مدال نشدیم لااقل ی چیزیو گاز گرفته باشیم :)) چون همون طور که توی کامنتای بلاگش هم هست قرار بود با مدالای بقیه عکس بگیریم:)) ولی این بهتر بود :D

بد جوری حالم گرفته بود اون لحظه :))

عملکرد عالی نیما و حمزه با دو نقره

با دکتر مومنایی بهترین سرپرست دنیا و چهره شادمانش پس از عملکرد خوب شاگرداش ( به جز من)

دکتر نقشینه دوست داشتنی و دار و دسته ش ( دانشگاه امیرکبیر)

همه که نیستن ولی فک کنم مدال آورا باشن، چون اول قرار بود فقط مدال آورا عکس بگیرن دیگه همه اومدن :))
مدالو پیچیدم دور مچم ، اعصاب نداشتم! :))

پ.ن ۲: مدالم را آویزان کرده ام به دیوار اتاق و با کش مویم قسمت برنزی اش را نشانه میگیرم و دننننگ :)) فعلا تنها کاربردیست که برایش یافته ام :)

پ.ن ۳: یک عکس هم با بنیامین گرفته بودم به دستم رسید اضافه شد :))