از تنفر تا عشق
کم نبوده اند ریاضی دانان بزرگی که زمانی از ریاضیات منتفر بوده باشند حتی به عقیده من هر چه ریاضی دانی خلاق تر باشد در دوران مدرسه کمتر دل خوشی از ریاضی داشته است دلیلش فقط به شیوه های غلط آموزش ریاضی در مدارس برمی گردد در مدرسه به جای این که دانش آموز را به چالش های بیشتر کشیده و به خلاقیت و تفکر تشویق کنند سعی در تقویت حافظه ی او دارند. مثالش هم همین مریم میرزاخانی است که در دوره راهنمایی ریاضی را دوست نداشته است اما در ۳۷ سالگی فیلدز می گیرد یا پروفسور مجید میرزاوزیری که به قول خودش از روی لجبازی وارد رشته ریاضی می شود و امروزه یکی از موفق ترین ریاضی دانان ایران می باشد! احتمالا سیستم آموزشی ایران مشکل دارد و احتمالا هزاران نخبه ریاضی را به تباهی کشانده است.

سیستمی به نام سمپاد
او از اولین محصولات سیستم سمپاد است چه بسا مریم میرزاخانی خیلی از داشته هایش را مدیون همین سیستم سمپاد بود اگر سمپادی نبود شاید هرگز با مسیری به نام المپیاد آشنا نمی شد شاید هرگز به کارگاه های پروفسور محمودیان دعوت نمی شد و شاید هرگز ریاضی دان نمیشد و همچنان از ریاضیات متنفر بود...
همچنین کمی پیش رویا بهشتی زواره (کسی در خیلی از اولین ها با او شریک بود مانند مدال طلای المپیاد ریاضی که همکلاس او نیز بود) نوشته بود معلم سال اول راهنمایی به ملکه گفته بود که تو هیچ استعدادی در ریاضیات نداری!
سیستم آموزش و پرورش ما یکی از ضعیف ترین سیستم های داخل کشور است که دوست دارم در مطلبی جداگانه در مورد آن کلی حرف بزنم اما شاید سمپاد مرحمی بر این زخم باشد که متاسفانه خیلی وقت است از مسیرش منحرف شده است.

کمی درباره فیلدز
فیلدز مهم ترین جایزه ریاضی دنیا می باشد که هر چهار سال یک بار به دو تا چهار ریاضی دان زیر ۴۰ سال که کار بزرگی انجام داده باشند اهدا می شود
اما فیلدز او چگونه به دست آمد؟ در دوره دکتری دانشجوی استادی به نام کورتیس مک مولن بود که خود در سال ۹۸ فیلدز گرفته است. مریم و آرتور آویلا همزمان دانشجوی وی بودند و همزمان فارغ التحصیل شدند که هر دو روی سیستم های دینامیکی کار می کردند، هر دوی آنها همزمان درسال ۲۰۱۴ برای رساله دکتری خود فیلدز گرفتند که این موضوع نشان می دهد که استاد راهنمای آنها هر دویشان را در مسیر درستشان قرار داده است.

رابطه شکراب زنان و ریاضیات
کسی نمی تواند این واقعیت را رد کند که زنان و همچنین سیاه پوستان به طور کلی در ریاضیات بسیار کم استعداد تر هستند. اما گاه گاهی استثناهایی نیز یافت می شود استثناهایی از جنس امی نوتر ها و مریم میرزاخانی ها... آری او یک زن بود و اولین زن برنده مدال فیلدز در تاریخ ۸۰ ساله ی این جایزه، کسی که او را هم رده امی نوتر می دانند، مادر جبر نوین، من زیاد از کارهای مریم میرزاخانی سررشته ای ندارم اما اگر در حد و اندازه امی نوتر باشد شخصیت بسیار مهمی در ریاضیات را از دست داده ایم. او نشان داد زن بودن در ریاضیات چندان هم ناامید کننده نیست.
اما در کل زنان ریاضی خوان های بسیار حوصله سربری هستند!

ملکه را کمی بهتر بشناسیم
پدر مریم می گوید: « اوایل هیچ فرقی با هم سن و سال هایش نداشت مثل همه به مدرسه می رفت درس می خواند و تلاش می کرد!»
این یکی از مهم ترین درس هاییست که می توان از شخصیتش گرفت، او نه از آسمان افتاده بود نه چیز دیگری با تلاش به همه جا رسید این یک حقیقت است حقیقتی که شاید برای خیلی ها تلخ باشد از جمله خود من، زمانی که بچه تر بودم. اما الان خیلی خوشحالم که با تلاش به هر چیزی می توان رسید، فقط تلاشتان باید بیشتر از بقیه باشد.
پروفسور محمودیان درباره او می گوید: «مریم هرگز نگفت که درسی را دوست ندارم پس اهمیتی به آن نمی دهم بلکه برای همه درس ها در دوره کارشناسی به خوبی تلاش می کرد و با نمره ۲۰ قبول می شد.»
پروفسور محمودیان یکی از مهم ترین افراد در کشف مریم میرزاخانی می باشد و یکی از اصلی ترین افراد در جهت دهی به مسیر زندگی وی است و او را از زمان دبیرستان حمایت کرده است.
این روحیه باعث شد که بعد ها فیلدز بگیرد چرا که دو شاخه به ظاهر بی ربط یکی از سیستم های دینامیکی و دیگری از هندسه را به هم ربط داد و یک رساله دکتری فوق العاده از خود به جای گذاشت که منجر به کسب فیلدز در سال ۲۰۱۴ شد.
ریاضیات دنیای خلاقیت هاست! او به همه شاخه ها مسلط بود و با خلاقیت خود از این شاخه ها در یکدیگر استفاده کرد.
او عاشق حل مسئله بود که در سال ۱۹۹۹ موفق به حل یک مسئله باز (مسئله باز حدسی ست که تا به حال کسی موفق به اثبات یا نقض آن نشده باشد) هم می شود، آدمی خلاق که اتش خلاقیت خود را با حل مسئله سیراب می کرد و چه زیبا لذت مسئله حل کردن را توصیف کرده است:

« ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس بالا و بالاتر رفتن تا رسیدن به دیدی کلی و شفاف از یک بلندی» 

 روحش شاد

پی نوشت: این مطلب قرار بود در تاریخ ۲۶ تیر ماه منتشر شود اما پس از چند روز بالاخره امروز فرصت تکمیل آن را پیدا کردم...